یکم باران دوتا پای برهنه

سکوت کرده ام و به تو و اعجاز بارانت مینگرم این باران کافی است برای عاشق ماندن

مرگ مارا با خودش میبرد ....




مرا عمیق بفهم وقتی به ژرفای چشمانت خیره میشوم

چشمانت راببند و صدایم را بشنو

من تو را بیشتر از عاشقانه های آدم ها دوست دارم

کنارت از واقعیت آدم بودنمان عبور میکنم

توشبیه جان روان و آزاد تمامم را تسخیر میکنی

من قبل از آنکه لب بازکنی صدای دلت را بارها مرور میکنم

من تورا تو مرا ترک نمیکنی مرگ مارا در آغوش میگیرد

مرگ ما آغاز میشود بی هم

(تقدیم به همه ی عاشقا هرچند از جانب من کاملا بی مخاطبه )


[ دوشنبه 13 مهر 1394 ] [ 11:08 ق.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]

تولدت مبارک...

امروز نوزدامین سال زندگیم به پایان رسید

زندگی یه خواب قشنگ و شیرینه

باید دوسش داشت و ساختش

از یه جاهایی به بعد سکان زندگی

 دست خود آدم سپرده میشه

باید حواست باشه کشتی تو امن ترین نقطه دنیا باشه

برا اونایی که همراهت هستن

من توی این نوزده سال یادگرفتم

باید برای محقق کردن و به دست آوردن خودت

بیشتر از هرچیزی تلاش کنی

بعدش خدا از پشت ارادت میزنه بیرون و بغلت میکنه


خدارو آرزو دارم برای دلای قشنگتون



[ پنجشنبه 9 مهر 1394 ] [ 04:40 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]