یکم باران دوتا پای برهنه

سکوت کرده ام و به تو و اعجاز بارانت مینگرم این باران کافی است برای عاشق ماندن

آخ همدم جان...



آخ همدم جان همه چیز تمام شد

دلم سنگ شد از آنچه میترسیدم شد

من شکست خوردم سکوت کردم بلند شدم

ودیگر آن آدم قبلی نیستم

دلم از آنهایی که دوستشان داشت متنفر شد

همدم جان این روز ها تولد آدمی را درخود حس میکنم

که فقط به جلو نگاه میکند وفقط به موفقیت فکر میکند

آدمی که تابوی ساده بودن برایش شکست

 من از فقط بودن میترسم 

همدم جان شاید یک روز دوباره به خودم برگشتم

شاید وقتی که تو دیگر تخیل نباشی.......



[ شنبه 13 تیر 1394 ] [ 02:45 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]