یکم باران دوتا پای برهنه

سکوت کرده ام و به تو و اعجاز بارانت مینگرم این باران کافی است برای عاشق ماندن

دلهره ....




دلهره هایم را به باد میسپارم.....

و آرام میشوم یک احساس تازه

انگار اشک میشوند درد هایم و میچکند از چشم هایم

یک احساس آشنا یک حس فراموش شده

احساس آرام گرفتن روی دست های تو

خدا... صاحب جان

شبیه نوزادی که در دست های امن مادر آرام میگیرد

باتو یا صاحب یا مالک ...



[ سه شنبه 2 تیر 1394 ] [ 07:21 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]