یکم باران دوتا پای برهنه

سکوت کرده ام و به تو و اعجاز بارانت مینگرم این باران کافی است برای عاشق ماندن

چه گم و گور ودورم..........

دلتنگ منی و من چه گم و گور و دورم...

نمیتونی ببینی چقدر از تو دورم....

معبود همیشه صبورم برای تمام گم و گور بودن هایم

تمام نبودن هایم بازهم ببخش

 این دیوانه همیشه در حال سقوط را

به اندازه تمام تنهایی هایم محکم بغلم کن

معبود همیشه منتظرمن ...................


[ پنجشنبه 7 خرداد 1394 ] [ 01:15 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]

بگذار حالمان خوب شود......


امروزم را برای تو خالی کردم

تمام پیاده رو های خیالم را برای تو نقاشی کردم

امروز برای ماست بیا بدون دلهره کنارمن قدم بزن

بگذار تمام اتفاقات به تعویق بیفتند

امروز و اینجا تمام دنیا منتظر باهم بودن ماست

بگذار حالمان خوب شود تو بگو من صدایت را

نفس میکشم ....

تمام خودم را امروز برای تو میکنم.....





[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 07:30 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]

من عبور میکنم....


من از تو عبور میکنم از تو وشوق داشتنت


از تمام رفت وآمد های وقت و بی وقتت به خیال و خواب هایم

من عبور میکنم واز نا کجاآباد دنیای تو به خودم برمیگردم

اعتراف میکنم عبور کردن از تو سخت ترین کار دنیااست

دنیای من پر از روزهایی است که با تو شب نمیشود

پر از رویاهایی است که باتو واقعیت نمیشود

دنیای تو پر از آدم هایی است که با من جمع نمیشوند

من اما از دنیای تو منها میشوم

اعتراف میکنم دوست داشتن تو قشنگترین احمقانه من بود...............


[ دوشنبه 4 خرداد 1394 ] [ 05:46 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]

بگذار تمام شهر را خواب ببرد......

 بگذار تمام شهر را خواب ببرد

من در آرامش پلک های بسته

به اندازه تمام نگاه ها تماشایت میکنم

آنقدر که تمام مردم شهر خواب لبخندت را ببینند

وکسی چه میداند که من هرشب باتمام چشم ها نگاهت میکنم........


[ یکشنبه 3 خرداد 1394 ] [ 12:06 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]

من با تمام بدی هایم....

آدم ها عجیب و پیچیده اند

نگاه آنها هرگز به طور مطلق بر مدار نیکوپرستی نمی چرخد

آنها گاهی عاشق آدم های بد میشوند

اصلا آدم ها آدم هستند و نامتعادل با ریتم های متفاوت

هرگز سعی نکنید برای همه ی آنها جذاب باشید

چون تبدیل به کلکسیونی از علایق متفاوت میشوید

قطعا رنگ شما هرچه هست قشنگترین رنگ دنیاست

وخواستنی برای یه عده خاص....



[ یکشنبه 3 خرداد 1394 ] [ 11:22 ق.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]

من دوستت ندارم.............

من دوستت ندارم ولی تو برایم با بقیه فرق میکنی...

من دوستت ندارم غریبه

اما اسمت که میاید انگار ذوقی در دلم میجوشد

برای شنیدن ازتو....

من دوستت ندارم ولی گاهی

ناخداگاه در خیالم دست هایت را میگیرم با تو قدم میزنم

چه طور میشود کسی را که با من نفس نکشیده

دوست داشته باشم ...

نه این دوست داشتن نیس
ت...

غریبه تو بگو این حس چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 


[ جمعه 1 خرداد 1394 ] [ 01:21 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]

صبور....

صبور باش برای ساختن با

روز هایی که دلتنگی هایت نفس گیر میشود

تنهایی هایت را بغل کن و قدم بزن زیر باران وهوای دونفره

با خودت وتنهایی هایت

نفس به نفس شانه به شانه پای قول هایت بمان

دل صبورم بی صدا گریه کن وبگذار بگذرند روزهای دلتنگی

شهر ما پر از آدم هایی است

که روزهای تولدشان با خودشان قرار باهم بودن میگذارند...

جشن های دونفره من وتنهایی ام..............


[ جمعه 1 خرداد 1394 ] [ 12:43 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]