یکم باران دوتا پای برهنه

سکوت کرده ام و به تو و اعجاز بارانت مینگرم این باران کافی است برای عاشق ماندن

زخم میزنی ......

به خودت زخم میزنی

من زخم میخورم

زمین میخوری من خاکی میشم

راهی میشی من از سفر خسته میشم

تو بغض میکنی من گریه میکنم

عشق یعنی درد

عاشق یعنی دچار.....

کافیه یه بار عاشق بشی تا همه عمرت از

عشق فرار کنی

عشق یعنی تو هیچی نداری برای خودت

از تو چی میمونه جز درد .........





[ سه شنبه 19 اسفند 1393 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]

تو برای خودت

وقتی کسی به زمین میخورد

 دوست ندارد دیگران نگاهش کنن

گاهی تنها گذاشتن دیگران لازم تر از بودن با آنهاست

گاهی سکوت کن

گاهی قید دوستی با بعضی هارا بزن

و مقتدر زندگی کن

و بدان گاهی در جمعی قرار میگیری که

خوب وبد وارونه و عوضی شده

ولی تو مثل اکثریت

عوضی نباش

وبدان تو قطعا برای خودت نفس میکشی

و هرگز نمیتوانی برای همه جذاب باشی...........






[ سه شنبه 19 اسفند 1393 ] [ 09:06 ق.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]

دلتنگم


خدایا روی زمینت دلتنگم

برایم نامه بنویس

دلتنگی از لحطاتم سر ریز میشود

صدای هق هق دلم را میشنوم

آشفتگی حالم را شانه بزن

مدت هاست که نیامده ام درست

تو چرا با خداوندیت  تمامم را برای خودت نمیکنی

از برای دیگران بودن خسته ام

خدایا می توانی بغلم کنی دلم  سنگین شده

گریه میخواهد
......



[ جمعه 15 اسفند 1393 ] [ 08:59 ق.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]