تبلیغات
یکم باران دوتا پای برهنه - دنیای من

یکم باران دوتا پای برهنه

سکوت کرده ام و به تو و اعجاز بارانت مینگرم این باران کافی است برای عاشق ماندن

دنیای من



دنیا شده برام یه اتاق گرد...

شروع که میکنم به رفتن می بینم رسیدم دوباره به نقطه اول...

چقدر همه چیز تکراری و آشناست ...

حتما این یه شباهت ساده است...

امیدوارم دوباره و دوباره شروع میکنم...

به روم نمیارم که این قسمتشو قبلا دیدم...

دور خودم میچرخم....

نه تموم میشه نه شروع....

باید این بسته رو باز کرد...

این سقف و شکاف....

 باید آزاد شد از این روزمرگی....

از این زندان ....

از این وحشت........

دلم یه قطار میخواد....

یه قطار که میرسونه منو به

دنیایی که توش چراغا روشنه...











[ چهارشنبه 16 بهمن 1392 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]