تبلیغات
یکم باران دوتا پای برهنه - سرد میشود

یکم باران دوتا پای برهنه

سکوت کرده ام و به تو و اعجاز بارانت مینگرم این باران کافی است برای عاشق ماندن

سرد میشود



سرد میشود هوا سردتر از امروز

ومن هر روز بیشتر دچار فراموشی

عادت ها اما هستند من شاید تو را به یاد نیاورم

ولی تو میدانی پاییز که میشود لیوان چای معروفم را

محکم به کف دست هایم میچسبانم

کنار پنجره می ایستم و میدانم باید کسی را مرور کنم

لبخند هایش را نگاهش را

شاید یادم نیایید چه کسی ولی میدانم باید مرور کنم

دلگرم شوم ذوق کنم اما شاید هرگز یادم نیایید

چه کسی را به رویاهای پنهانم راه دادم...






[ جمعه 3 مهر 1394 ] [ 08:03 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]