تبلیغات
یکم باران دوتا پای برهنه - سخت

یکم باران دوتا پای برهنه

سکوت کرده ام و به تو و اعجاز بارانت مینگرم این باران کافی است برای عاشق ماندن

سخت

سخت میگذرد این روزها با حسرت تو

راستش را بخواهی از زدن حرف های قشنگ خسته شده ام

راستش را بخواهی هیچ وقت تو را از خدا نخواستم

این روزها در حال خارج شدن از پوستین روزمرگی هایم

از پوستین گذشته ها هستم

 گذشته ای که خاطره ی تو در آن است

تویی که هیچ از من ندانستی و نه شنیدی

سخت است برایم رد شدن از گذشته ای

که تو در آن نفس میکشی

ولی حقیقت این است که میخواهم گذشته راببوسم و کنار بگذارم

میدانی حقیقت این است که سعی میکنم از تو متنفر باشم

وقتی دوست داشتنت ممنوع شده و این سخت است سخت




[ پنجشنبه 2 مهر 1394 ] [ 05:30 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]