تبلیغات
یکم باران دوتا پای برهنه - شب

یکم باران دوتا پای برهنه

سکوت کرده ام و به تو و اعجاز بارانت مینگرم این باران کافی است برای عاشق ماندن

شب

شب دل هایمان تنگ تر است

شب ترس هایمان بزرگ تر است

شب فکر هایمان آزاد تر است

شب عاشق تریم

دقت کردی شب ها باران هم بیشتر می چسبد

زمستان ها شب ها بلند ترند

برف که میاید گاهی دست هایمان را در جیب هم دیگر میکنیم

فاصله هایمان را کمتر میکنیم

که سوز سرما به پهلوهایمان نزند که یه وقت نچاییم

برف که میاید چتر هایمان را به هم تعارف میکنیم

پس چرا آدم های بد را به شب تشبیه میکنیم

زمستان را به بی روحی متهم میکنیم

چقدر دلم ناگهان زمستان خواست

زمستان که بیاید شب ها طولانی تر است

 شاید دل هایمان تنگ تر د

ترس هایمان بزرگ تر شود

فکرهایمان آزاد تر شود

و هم دیگر را به خاطر بیاوریم

کسی چه میداند ؟

شاید من هم برگشتم تا چترم را بردارم.........................



[ چهارشنبه 18 تیر 1393 ] [ 12:39 ب.ظ ] [ فاطمه مهدیزاده ] [ نظرات() ]